مدتی نیستم

پارادوکس هنر مدرن

خوانش شعری از غزال مرادی را در روزنامه قدس  را در اینجا بخوانید .

بخوانید نقد اسداله عباسیان را بر کتاب باد مخابره خواهد کرد در اینجا

همچنین نقد مروت محمدی جهت دریافت متن کلیک کنید

نقد علی اکبرکمالی نهاد دانشجوی دکترای ادبیات فارسی

جهت دریافت متن کلیک کنید

توضیح :اشتباه پیش امده مبنی بر انتشار شعر من با نام فرد دیگری در سایت نورهان یک اشتباه تایپی بوده ومسئولین سایت تماس گرفتند وعذرخواهی کردند .

 

وشعرمن :

دریا 

باد های سرد را باخود می آورد     

وتو سایه ات را 

فنجانی قهوه می خوریم 

آب ها در خانه مان رفت‌آمد می‌کنند 

کنارم پهلو می‌گیری 

سایه ات به پایم می افتد 

راه می روی 

بزرگتر می شود

شب چه به روزمان آورده 

که 

بین زمین وآسمان 

تاب می خوری

چارپایه افتاده است 

سایه ات تاب می خورد 

جلو

عقب

جلو 

عقب 

کودکی  بر می‌گردد 

تاب می خورم 

تاب می خوریم

تاب نمی آورم 

چارپایه را برمی دارم 

واز صورتت         رنگ سایه ات را 

شب چه به روزمان آورده 

که از سایه مان هم می ترسیم 

برگی که می افتد 

وقطره هایی 

که فاصله افتادنشان 

اگر به تاخیر می افتاد 

چک
چک
چک 

وقطره ها....

آب ها 

درد را با  خود می آورند