من رفته ام

ساحل مرا می خواند

تا  شن بازی ناتمام کودکی را تمام کنم

دریا خودش می داند

هنوز خانه ام قد نکشیده بود

 که هوار شد روی آن

سطل شن بازی ام وقایق نفتی که پرت پرت می کرد

جامانده در حیاط کودکی

تنها غصه هایم را درساکی به خانه آوردم