سال 1388 با تمام اتفاقات خوب وبدش در حال تمام شدن است

تنها خاطرات است که از آن به یادگار می ماند

من هم فرارسیدن سال 1389 را تبریک می گویم .

 

وشعر...

دوست داشتم شعر بهتری برایتان بگذارم اما پایان سال مساوی است با دغدغه های بسیار...

 

باید ،تابعی پوشا پیدا کنم

که شریان هایم را

به توی شریان هایت بنگارد

وقلبم را به دوبخش

بزن

نزن

افراز کند

تو هم بگرد!

شاید تابع یک به یکی پیدا کنی

دیگر

نه ریاضیات پیوندمان می دهد

نه فلسفه

خطوط هندسی دستانت

چوب خط مان پر است

چقدر از ستاره ها وام گرفتیم

وبه عشق مان زدیم

جذرومد خون مان

 

هیچ چیز شفایمان  نمی دهد

نه شعری

 نه لبخندی

باید برگه ی سفید را بالا بگیریم