ترک نمی کند

قفس استخوانی اش را

این صدا

«دوستت دارم »

تا از پلکان چشمهایت سر نخورد

نفسم در سینه حبس می شود

مثل تمام دختران چهل گیسی که اسیر برج ها شده اند

دیو سیاه یا سپید

چه فرقی می کند

این گیسوان من است

که شناسنامه ام را باور می کند

واز آرزوهایم کلیدی می سازد

به در تمام برج ها بخورد

 

 

 

-----------------------------------------------------

جادارد اینجا یادی از زنده یاد مریم حاتمی بکنم

٢۶ خرداد ماه سالروز آمدن ورفتنش از این دنیا است


به قول یکی از دوستان باید مریم را در دلمان زنده نگه داریم وبه احترام همین دوست شعر تقدیمی ام را حذف می کنم.

 

و

امیدبیگدلی به روز است حتماً ازوبلاگش دیدن کنید

نقدی بر-نیامدنت می آید- مجموعه شعر داوود مرادی سوران