معرفی کتاب

معرفی کتاب

 

 این  روزها بازار کتاب داغ است و نمایشگاه کتاب فرصتی است که با آثار و اندیشه های دوستان اهل قلم آشنا شویم .

در این حال وهوا فرصتی دست داد تا چند کتاب از دوستان شاعر را بخوانم وشا را درلذت خواندن آنها سهیم کنم

اگر هنوز به نمایشگاه سر نزده اید

سه مجموعه از دوستان را توصیه می کنم

الف تای  مجموعه ی شعرهای علی اسدالهی که روایت انسان معاصراست  با همه آرزو ها ناکامی ها وتقابلش با جنگ ، مبارزات تاریخ ونوستالژی وروز مرگی، مجموعه ای که ویژگی های شعر امروز را دارد ودر فضایی عینی وملموس دست به کشف هایی تازه می زند ومخاطب را با خود همراه می کند .مجموعه ای که با فضای عید وخانه تکانی ایرانی شروع وبا شعری که روایت انسان درگیر روز مرگی ها پایان می یابد.

صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر  مجموعه ای از لیلا کردبچه با فضایی فمنییستی ونگاه زن امروز  با همه ی آرزو ها وناکامی هایش

سربازی با گلوله برفی مجموعه ای از مجید سعد ابادی که دوستان وبلاگی زیاد راجع به آن نوشته اند.

 

ودر وغهای مقدس حامد ابراهیم پور که سال گذشته جایزه کتاب خانه شاعران را همراه داشته است را نیز از دست ندهید

 

 

 

 وشعر

(دارند در می زنند)

 

 

این در شکسته است

که خاطره ی سیب

در ذهنمان لک دار می شود

و سکوت شهری دامن کشان

به سیمهای خاردار گیر می کند

یکسال نشده

باید  سیاه دیگری بپوشیم

ودر تنهایی این خاک

...

سکوت کنیم

این در شکسته است

وتکه های دیگر آن در قلبمان فرو می رود

ار فرق سر تا حنجره

در می زنند!

/ 190 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عابد اسماعیلی

با سلام و درود و شعر... ماهی که آب دید نپاید به خاکدان // ظاهراً تو گلوله ای هستی /در رکاب ِ تفنگ ِ مردی مست هر کجای مسیر باشی باز /یک نفر توی ِ طالع ِ تو هست --------------------------------------------------------// مانیـــــــــــــــــــــــــــــــا به روز است دکترم گفته حتمن باید نشانه ای داشته باشد اما نمی دانم چرا وقتی کلاهم را برعکس روی سرم می گذارم کسی متوجه نمی شود بیمارم -----------------------------------------------------// "دیوانه وار در دلم می گفتم آه فرانچسکو! فرانچسکو! درست همانطور که بقیه می گویند آه خدا! خدا!......" -------------------------------------------------//------ توی ِخواب دوچرخه می غلطید/ روی ِ برف ندیده اسکی شد من که از اولش نفهمیدم / لحظه ای کِه شکسته شد چی شد؟ منتظر دیدار دوستان و نظرات گرانبهایشان هستم................................

عاصف حسینی

تشکر از حضورت بانو. خوش باشی اسم شما را که دیدم یاد یک تکه شعر افتادم که به یکی فروختم. رفیقم عاشق دختری همنام شما بود در دانشگاه کابل، مدتها اصرار می کرد که عاصف شعری بگو... و من به شوخی گفتم دو دلار... پول را که گرفتم پس از مدتی قدم زدن چنین چیزی تحویلش دادم که برود خوش باشد: تو یک حقیقت زیبای بی مثال استی شبیه ذات خداوند یک سوال استی چگونه از تو بپرهیزم ای دل پرخون که تیر خورده ی چشم همین غزال استی شاد زدی

ناهید

سلام خواندمت در فرصتی خواهم آمد تا با هم حرف بزنیم ممنونم!

کِل

با درود کِل شما را به خوانش ِ شعری از مسعود احمدی دعوت می کند

شجاع گل ملایری

عزیزم خواندمت برای دومین بار و دیر شده است.دیگر وقت بروز شدنت رسیده.

مهسا زهیری

سلام عزیز به روز هستم با همه چی آرومه / من چقد خوشحالم : یک شعر + حرف هایی که خیلی خلاصه شد . -- خوشحال می شوم سری بزنید -- با احترام مهسا زهیری

سحر شیرمحمدی

چقدر فراموش کردن سخت بود بیهوده تلاش نکن یاد نمی گیرم

محسن شاهسواران

سلام وبلاگتون خيلي زيباست كه اين زيبايي از شعرتونه و اصلا تعجبي نداره كه اين قدر بازديد كننده داشته باشه. خوشحالم كه منم يكي از اونها بودم جايي ديدم كه خوب نقد كرده بودين خوشحال ميشم نظرتون رو در مورد كارهام بدونم.موفق باشيد

کریم پور

سلام. امروز وقت کردم همه شعرهاتون رو خوندم و لذت بردم. خیلی خوب پیش میرین. من به آینده شما خیلی امیدوارم. پیروز باشید.