این ایمیل ازسوی یک ادم مرده است

 

قرار بو داین سطرها

عاشقانه ای شوند

تحمیلی

قطعه یخی در دل من گذاشته اند

باید طاووس های پر طلایی را

پیدا کنم

وبه قطب جنوب تبعیدشان

وعروسک کله تاس کودکی ام را

از صندوقچه انباری پس بگیرم

بگذار

 همه ی پیامها

 روی صفحه مانیتورم رژه بروند

من

دنبال جعبه مدادرنگی ام میگردم

ودفترچه نقاشی ام

می خواهم گوشه پیامهایم

نوارمشکی ای بکشم

وبه دنیا بفرستم

«این ایمیل از سوی یک آدم مرده است »

می توانید

تاکسی های نارنجی تان  را

از سانفرانسیسکو بردارید

به تاکسی های زرد شهر من ملحق شوید

ودر عزاداری من

بوق بزنید

 

 

 

/ 89 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام غزال خانم.من هم تولدتونو تبریک میگم. خوندم این کار آخرتونو.راستش من از نوع تفکر پشت این شعر خیلی خوشم میاد اما چینش کلمات به کار ضربه می زنه.خیلی خوبه که توی این کار داری دنبال آفرینش یه ساختار جدید برای چیدن کلمات می گردی اما نتونستی همه ی اون چیزی رو که توی ذهنته بگی.از بخش پایانی شعر به شدت لذت بردم.اینجای کار مال خودته،مال کسی که شعرهای قبلیش رو خوندم و با همه ی وجود حس کردم که چی میگه.باز هم دعا می کنم این ناراحتی جمعی از همه ی ما دور بشه.موفق باشی.

سحر شیرمحمدی

حالا اومدم ببوسمت هم بخاطر جایی که به من اختصاص دادی هم به خاطر تودت هم باطر خودت ه بخاطر خودم که این همه دلم برایت تنگ شده کاش دوباره زود بیایی .این دفعه قول می دم زود بیام. و دیگه دستات یخ نزنه گلم..........می بوسمت ..سلام ما برسانید..........[ماچ][ماچ][ماچ][گل][گل]. تولدتم بازم مبارک[هورا][ماچ][هورا]

ملکوتی

می توانید تاکسی های نارنجی تان را از سانفرانسیسکو بردارید به تاکسی های زرد شهر من ملحق شوید /// سلام غزال .........غزال عزیز ...........من با شعر به روزم

مریم

تولدت مبارک شاعر سپید ترین ها [گل]

آبی

شیرین تر از عسل لب ساقی کربلاست.. سلام بعد از چند وقتی دست به قلم شدم و یه متن انتظار نوشتم حالا منتظرم که شما بیایین نقدش کنین یا علی مدد

رضا پذیرایی

سلام و درود بر محضر شریف شما دوست گرامی با غزلی به روزم موفق و موید باشید.

احسان مرداسی

سلام خانم عرضم به خدمتتون که لیست لینک های میهن بلاگ از بالا اضافه میشه نه مثل پرشین بلاگ و بلاگ فا که به اخر لیست یعنی پایین اسم ها اضافه میشن. شما هر جای لیست که باشی بزرگ مایی تاج سری سبز باشی

شکلات تلخ

نوشته بودی قبل تر ها به تو سر می زدم. به وبت آمدم .نوشته ات را خواندم . اسمت را تکرار کردم. ترس برم داشت. چقدر سر به هوا شده ام . چقدر فراموشکار . نکند خیلی ها را همین طور از دست داد ه ام و بی خبرم. نکند آن ها فراموشی مرا پای خودخواهی هایم گداشته اند ؟ نکند. . . هر چه هست قطعا تو آمده ای چیزی را گوشزد کنی که دیگران نکردند. سلام غزال مرادی . خوبی ؟؟؟[بغل]